تبليغاتX
و من، مثل ِ کودکی های حوا ...


و من، مثل ِ کودکی های حوا ...

سیب، در دست تو بود و من، چه معصومانه، دنبال ِ گناه خویش میگشتم!


سیب که گاز میزنم 

آغوش ِ تو باز میشود

بی اختیار

پرواز میکنم به سمتی 

که آستانه ی بی بازگشت ِ گناهی ست دور 

که مرا 

به تو 

میرساند

و من

دومین گناه ِ زمین را 

از دستهای ِ تو میچینم 



+نوشته شده در دوشنبه چهارم اردیبهشت 1391ساعتتوسط صبا میراسماعیلی | |

سیب ها

از دست ِ تو ریختند

گریختند

و من

اولین گناه ِ زمین را

از چشمهای ِ تو چیدم ...


صبا میراسماعیلی

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم فروردین 1391ساعتتوسط صبا میراسماعیلی | |